المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
63
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
و الَّا يعصيه بنعمته ، او يخالفه بشيء من امره و نهيه ، بسبب نعمته . و باز از جملهء شكر الهى ، عصيان نكردن او است به نعمت او . يعنى : نعمت او را به معصيت صرف نكردن ، نه نعمتهاى داخلى ، مثل آن كه اعضا و جوارح و قوا را به غير آن چه بايد كار فرمود ، كار نفرمايد . و به نعمتهاى خارجى مثل آن كه مال را در مصارف نامشروع صرف نكند و اسراف در او جايز نداند . حاصل آن كه ، شكر نه همين گفتن « شكرا لله » است ، بلكه حقّ شكر آن است كه ، جوارح و اعضا را به غير آن چه لايق به او است و شغل او است ، مشغول ندارد . مثل آن كه شغل « زبان » آن است كه : به حقّ متكلَّم باشد ، يا واجب يا سنّت يا مباح ، و از غير اينها ، مثل : خبث و هجو و فحش و غيبت ، مجتنب و ساكت باشد . و حقّ « سمع » ، آن كه : به شنيدن قرآن و حديث و مسائل شرعي و مدح انبيا و اوصيا و امثال اينها ، مشغول باشد و از شنيدن لغو و هجو و خبث و غيبت و كذب ، محترز باشد . و حقّ « چشم » ، آن كه : به نظر عبرت به مخلوقات نظر كند و به تلاوت قرآن و حديث و مانند اينها ، مشغول شود و از نظر كردن به حرام و اسباب و امتعهء ملوك و اهل دنيا ، از روى ميل و خواهش ، خود را باز دارد . و دل را به ياد خدا و به تحصيل علوم دينيّه و معارف الهيّه متوجّه سازد ، از فكرهاى واهيه و شغلهاى زايفه ، احتراز نمايد . و به همين قياس ( ساير اعضاء ) . و كن لله عبدا شاكرا على كلّ حال ، تجد الله ربّا كريما على كلّ حال . يعنى : باش تو خداى را ، بندهاى شاكر در همه حال ، در وسعت و تنگى ، صحّت و خستگى ، تا بيابى او را ربّ كريم . يعنى : هر گاه تو شكر نعمت او بجا آوردى و در هيچ حال ، دقيقهاى از شكر گزارى فرو گذار نكردى ، هر آينه لطف و كرم او شامل حال تو مىشود ، و در جميع حالات مشمول عواطف او خواهى شد . چنان كه فرموده : * ( لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ ) * ( إبراهيم - 7 ) يعنى : اگر شما شكر نعمت من بجا مىآريد و نعمتهاى مرا در مصارف خير صرف مىكنيد ، و به ارباب حاجت به قدر